١. تاریخ پست پایین رو که نگاه کردم، خودم جا خوردم... این همه گذشته و من ننوشتم!! اون هم در حالی که قرار بود زیاد بنویسم. چه کار دارم می کنم من این روزها، که برای هیچ کاری وقت ندارم؟!!
2. مالیخولیای یواش پاییزی... تکرار هر ساله یک درد نوستالژیک.
3. از حراست پالایشگاه خواستند که کارتهای تردد موقت رو بهشون برگردونیم. دلم نمی خواست پسش بدم، به خاطر اینکه یادگار روزهای عجیب و غریبی از زندگیم بود. روزهایی که تمام به جنگیدن می گذشت؛ جنگیدن با کار، با فضای خشن و خاک آلود و پر از دود سیگار، با سلف سرویس شلوغی که من تنها مهمان "غیر مرد" ش بودم، و از همه سخت تر جنگیدن با کسی که به خاطر یک گرفتاری عاطفی با خودش دائم در جنگ بود. میدان جنگ در بزنگاه آغاز بهار...
مرد، گرفتار من بود و من گرفتار خودم. مرد گرفتار ملغمه ای از عشق و نفرت بود و من به موازات تمام گرفتاری های خودم، تمام تلاشم رو می کردم که اون توی جنگ با خودش، از من شکست نخوره.
کارت رو با نوار دور گردنش برگردوندم به حراست. کارت رو جدا کردند و نوارش رو برام پس فرستادند که یادگاری نگه دارم...
4. در باب آدمهایی که توی کاروانسرای من گم شدند، تصمیم دارم هر از گاهی بنویسم. انگار که لازم هست که یادمانی بر پا کنم از کسانی که الان نمی دونم کجا هستند، اما روزگاری مسافر من بودند. یادمانی برای تسکین درد عبور...
5. با نرگس رفته بودیم مانتو فروشی بلوچ. طبق معمول هیچ لباسی به درد من نخورد. بیکار ایستاده بودم توی اتاق پرو مانتو فروشی -که یک سره بود و هیچ حریم خصوصی وجود نداشت و از این نظر بی شباهت به حمام عمومی نبود - که خانمی ازم پرسید: "ببینید این چطوره به تنم؟" نمی دونم از کجای نگاه کردنم یا جواب دادنم بوی کارشناس یا دلسوز بودن امد که جماعت اطراف، یکی یکی شروع کردند نظرم رو پرسیدن! "جنسش به نظر خوب می آد" و "توی گودی کمرتون بد ایستاده" و "می تونید پایینش یک دکمه قابلمه ای اضافه کنید" و "یه کم براتون گشاده" و... تا اینکه خسته شدم و زدم بیرون. نرگس هنوز داشت به خریدن یا نخریدن اون مانتوی یک سره خاکستری فکر می کرد و من در حیرت مونده بودم از خودم...
6.(*)
دست تو و یک دفتر و یک قصه وسط،
صد بار دگر، جریمه از روی غلط؛
پایان خوش عشق تو هر بار این است:
یک نقطه ته جمله و باز از سر خط...
.
باز از سر خط...
___________________________________________
(*): از نیلوفر عاکفیان. امیدوارم که شعرش رو تحریف نکرده باشم.